تبلیغات
تبلیغات



گاهی بهتر است زنان برای رابطه جنسی پیشقدم شوند

دکتر مرقاتی متخصص رفتارشناسی جنسی گفت: گاهی اوقات دیده می شود که هیچ یک از زوجین برای آغاز رابطه جنسی پیش قدم نمی شوند، که همین مسایل منجر به ایجاد مشکل میان آنها می شود در حالی که ساده ترین راهکار داشتن ارتباط موثر است.
دکتر مرقاتی خوئی اظهار داشت: به طور معمول به دلیل این که برخی زوجین قادر به بیان نیازهای جنسی خود نیستند و هیچ وقت نیاز های جنسی شان را به صورت کلام در نمی آورند و پیغامشان را هم به یکدیگر نمی رسانند امکان ایجاد مشکلات مختلف در عدم بیان نیاز جنسی وجود دارد.

 

برخی از خانم ها بر این باروند که با بیان احساس و نیاز جنسی خود همسر پررو خواهد شد در حالی که مردان راحت تر احساسات جنسی خود را بیان می کنند. زیرا بر این باورند که خانم ها وظیفه دارند همیشه به نیاز جنسی آنها جواب مثبت بدهند و این خانم ها هستند که نمی توانند نیاز جنسی شان را مطرح نمایند زیرا نمی توانند آغاز کننده یک رابطه جنسی باشند.


وی همچنین افزود: حال با تمرین بیشتر خانم ها برای برقراری روابط موثر، قدر مسلم زنان موفق تر خواهند بود.  اگر زوجین تمایلات جنسی خود را در ساعات غیر از اتاق خواب با همسرشان مطرح و درباره آن صحبت کنند در پی آن حیا هم از بین خواهد رفت.


به گفته متخصص رفتارشناسی جنسی، این که میان زن و شوهر هنگام بیان علائق و نیازهای جنسی شان حیایی حاکم نباشد خیلی بهتر است زیرا در این صورت مجبورند سکوت کنند که در چنین شرایطی سال ها از زندگی مشترک آنها خواهد گذشت در حالی که رابطه جنسی بی کیفیتی را تجربه خواهند کرد و به تدریج به سمت سردی در رابطه جنسی نیز کشیده خواهند شد.

رعایت نکاتی نظیر برقراری ارتباط موثر، وقت گذراندن و توجه به پیغام همدیگر و احترام به صحبت همسر و عدم قطع آن و عدم قضاوت های بی جا در یک رابطه زناشویی ضروری است.


مرقاتی خوئی گفت: متأسفانه گاهی میان مراجعینم شاهد قطع حرف یکدیگر، مسخره کردن و بی احترامی کردن نسب به هم هستم که آن را نشانی از صمیمیت حاکم میان خود تلقی می کنند.آنها بر این باورند که در صورت راحت بودن با هم، می توانند در مقابل هم کلمات زشت بکار ببرند و...
وی تأکید کرد: زن و شوهرها باید اتهام زدن به یکدیگر را فراموش کنند. این که تو همیشه فلان کار را می کنی، هیچ وقت از غذای من تعریف نمی کنی و... زیرا تبدیل به دعوا می شود و در پی آن دیگر زوج قادر به ارتباط گرفتن با یکدیگر نیستند.

+ نوشته شده توسط آ ر مــــان در شنبه، ۱۳ تیر ۱۳۹۴ ساعت ۱:۲۹ قبل از ظهر، ۱۱۱ بازدید ، بدون دیدگاه
موضوعات: موضوعات زناشویی و جنسی
برچسب‌ها: رابطه جنسی، رابطه زناشویی، جنسی، همسر، زن، مرد، احساسات جنسی، رایطه، رابطه، رفتارشناسی جنسی

 

ازدواج در نوجوانی,عاشقی در نوجوانی,روابط قبل از ازدواج

من فقط عاشق تو هستم، بدون تو می میرم، تو همان فرشته رویاهایم هستی و... همیشه با این جملات شروع می شود و در بهترین و خوش بینانه ترین حالت اگر به اشتباهات و اتفاقات جبران ناپذیر و تاسف بار ختم نشود ثمره اش تلخی، شکست و پشیمانی است. دوستی هایی به بهانه ازدواج گاهی بلای جان نوجوان ها می شوند.

دلبستگی شدید مانع از کنترل روابط می شود
ارتباط با جنس مخالف در سن جوانی و حتی نوجوانی، معمولا به دلیل سرگرمی یا کنجکاوی بچه گانه شروع می شود که بعد از گذشت مدت زمانی، کنترل این روابط به دلیل ایجاد دلباختگی و شیفتگی شدید بین 2 نفر، از دست آن ها خارج می شود. این روابط پر خطر به خصوص در سن نوجوانی که امکان ازدواج وجود ندارد یا بسیار کم است، آسیب های بسیار زیادی دارد. توصیه می شود که جوانان و نوجوانان نهایت تلاش و دقت را داشته باشند که درگیر چنین روابطی نشوند و بدانند که شاید شروع چنین روابط پر خطری دست خودشان باشد اما با علاقه شدیدی که بین شان به وجود می آید، نخواهند توانست به راحتی از آن دل بکنند.

چنین رابطه هایی در اولین زمان ممکن، باید قطع و فراموش شوند. البته باید قبول کرد که قطع این روابط اشتباه به دلیل وابستگی هایی که بین دختر و پسر به وجود آمده، بسیار مشکل است ولی آن ها باید این دوره را تحمل کنند و مطمئن باشند که بعد از این مدت به یک حالت تعادل روانی خوبی خواهند رسید و تا آخر عمر از این تصمیم شان راضی و خوشحال خواهند بود.
 
ما با مشکل مواجه نمی شویم!
نوجوانان و تا حدودی جوانان با توجه به سن شان دچار یک گمان افسانه شخصی هستند. افسانه شخصی یعنی این که من با بقیه فرق می کنم و به طور مثال رابطه من با جنس مخالف با رابطه بقیه نوجوانان با جنس مخالف متفاوت است و برای من مشکلی ایجاد نمی کند. معمولا نوجوان ها قبول نمی کنند که یک کار بد برای همه بد است بنابراین تا حدودی طبیعی است که نوجوان ها در برابر این نصیحت که این رابطه ها پایان ناخوشایندی دارد، واکنشی نشان ندهند و باور نکنند که ممکن است اتفاق های ناگواری برای آن ها هم بیفتد.
 
خراب شدن همه پل ها با فرار از خانه
گاهی نوجوانان و جوانان وقتی از متقاعد و راضی کردن خانواده های شان برای ازدواج ناامید می شوند، تصمیم به فرار می گیرند. فرار شروع یک داستان جدید، پرماجرا و سخت برای یک دختر و پسر است که باید به دورنمای پایان روز اول، ماه اول و سال اول آن فکر کنند که به طور طبیعی نتیجه روشنی در پی نخواهد داشت. فرار کردن باعث خراب شدن همه پل های پشت سر نوجوانان خواهد شد و نوجوانان باید حتما به این نکته توجه کنند که ممکن است فرار برای آن ها، پایان زندگی باشد. فرار از خانه به خصوص برای دختران آسیب های جبران ناپذیری در پی دارد، که تجاوز به عنف و پذیرفته نشدن از سوی خانواده در صورت بازگشت از جمله آن هاست.
 
آشنایی فرزندان با مهارت خودمهارگری
مشکلات خانوادگی باعث می شود دوستی های خیابانی به دلبستگی افراطی ختم شود. احساس کمبودهای عاطفی در خانواده یا تنش های بین والدین، ناخودآگاه یک نوجوان یا جوان را برای رسیدن به آرامش و جبران نیاز عاطفی به سمت دوستی های نامناسب سوق می دهد. وقتی خانواده، فرزند را با مهارت خودمهارگری آشنا نکرده، ممکن است نوجوان برای پاسخ به نیازهای طبیعی اش راه های غیر منطقی و اشتباه را انتخاب کند. البته کم توجهی به نیازهای فرزندان هم می تواند عاملی برای شروع دوستی های خیابانی باشد.

به نوجوان فرصت فکر کردن دهید
خانواده نباید جوان یا نوجوان را مجبور به انجام کاری کنند که خودشان فکر می کنند، درست است بلکه باید خود نوجوان یا جوان را وادار به فکر کردن و تصمیم گیری درباره چنین دوستی هایی با در نظر گرفتن همه جوانب این قضیه کنند. وقتی نوجوان این اختیار و فرصت را داشته باشد که فکر کند، می تواند تصمیم گیری کند. حالا اگر خانواده ای توانایی اداره یک زندگی جدید را در نوجوان شان دیدند، باید از او برای ازدواج حمایت کنند هرچند باید تحقیقات کاملی از گزینه مورد نظر فرزندشان و شرایط خانواده اش انجام دهند. اگر هم نوجوان یا جوان به این نتیجه رسید که هنوز برای ازدواج آماده نیست، خودش از تصمیمش منصرف خواهد شد و به اشتباهش پی خواهد برد. با این حال، خانواده ها باید به موضوع ازدواج فرزندان شان به عنوان یک نیاز طبیعی توجه کنند و زمینه ازدواج به موقع را برای نوجوان و جوان شان فراهم کنند تا فرزندان به این نتیجه برسند که خانواده ها مخالف اصل ازدواج کردن آن ها نیستند بلکه با توجه به شرایط و وضعیت فرد مورد نظر تصمیم می گیرند.
 
بلاتکلیفی دلیل گرایش به دوستی های خیابانی
دختران و پسرانی که در سن نوجوانی یا اوایل دوره جوانی هستند، یکی از دلایلی که به سمت چنین دوستی هایی کشیده می شوند این است که معمولا بی هدف و بلاتکلیف زندگی می کنند. توصیه می شود که نوجوانان و جوانان با ایجاد فضای سرگرمی و اشتغال مناسب برای خودشان، این خلاءهای زمانی شان را پر کنند و توجه داشته باشند که چنین ارتباط هایی ممکن است برای هر نوجوانی اتفاق بیفتد و هیچ فردی از این خطر در امان نیست. همچنین نوجوانان و حتی جوانان به جای تصمیم گرفتن به فرار در زمانی که از همه جا ناامید می شوند، حداقل می توانند به یک مشاور متعهد مراجعه کنند تا تصمیم بهتری بگیرند. نوجوانان برای تصمیم به فرار، قطعا منطقی و عقلانی فکر نکرده اند و فقط تحت تاثیر احساسات شان هستند که نتیجه خوبی هم برای شان نخواهد داشت.
 
90درصد دوستی های خیابانی هوس آلود است
کاهش سن روابط قبل از ازدواج، موضوعی چند وجهی است که علت های بی شماری دارد. سهل انگاری خانواده و نظارت نداشتن والدین بر روابط و هیجانات نوجوانان و جوانان یکی از دلایلی است که در سال های اخیر به روابط دختر و پسر منجر شده است به طوری که این روابط در سنین پایین و حتی در مقاطع تحصیلی راهنمایی دیده می شود.

90 درصد دوستی های خیابانی، هوس آلود و بی هدف است. برقراری ارتباط عاطفی بین انسان ها، نیاز به زمان، شناخت و هماهنگی در زمینه های فرهنگی و اخلاقی دارد. از آن جا که انتخاب ها در این گونه دوستی ها بر اساس معیارهای ظاهری و مادی است، زیبایی ظاهری، آرایش و پیرایش، مدل خودرو و … معیارهای انتخاب دوست در خیابان ها هستند. بنابراین پایان تلخ و غم انگیز این گونه دوستی ها را می توان در صفحات حوادث و اخبار جنایت ها دید.

عجیب نیست اگر همسران مردانی که دچار انزال زودرس می شوند، رضایت کمتری از روابط زناشویی شان گزارش کنند. معمولا با طولانی شدن زمان این مشکل ،روابط همسران بیشتر  تحت تاثیر قرار می گیرد. مطالعات نشان می دهد که  زنانی که همسرانشان  دچار انزال زودرس است از مشکلات جنسی و زناشویی بیشتری رنج می برند، عدم بر انگیختگی و خشکی واژن  و نرسیدن به ارگاسم از مشکلات شایع این خانمهاست.


مطالعات نشان می دهد که زنانی که همسرشان مبتلا به انزال زودرس است ابتدا از رو آور کردن و یادآوری موضوع در گفتگوهای روزانه  پرهیز  می کنند زیرا می ترسند  به احساسات همسرشان خدشه  ای وارد کنند و یا موجب شوند که او احساس ناتوانی بیشتری  را تجربه کند.سکوت و عدم بیان موضوع و نگفتن آنچه زن را آزار می دهد اغلب در طولانی مدت بر روابط روزانه او با همسرش اثر گذاشته و موجب دوری او  از همسرش می شود.


اما در بعضی مواقع زن بی اختیار واکنشهایی را نشان می دهد که توسط مرد به عنوان تاییدی بر ناتوانی او در روابط جنسی تعبیر می شود و به همین دلیل از در گیر شدن در روابط جنسی و پیشنهاد رابطه زناشویی خودداری می کند. مثلا وقتی  همسرش در مورد مسائل مردانه و مردانگی صحبت می کند، شانه بالا می اندازد و  با پرسشگری به او نگاهی می کند.

با گذشت زمان، زن درون خود دچار احساسات منفی نسبت به همسرش می شود و نمی تواند بیش از این خشم و ناراحتی خود را از او که کلا از روابط زناشویی اجتناب می کند پنهان کند و  واکنشهایی را نشان می دهد، مثلا در گفتگوهای روزانه با طعنه و کنایه موضوع را یاداوری می کند و یا در طی دعواهایی که ظاهرا ربطی به موضوع زناشویی ندارد ، موضوع عدم توانایی مرد ویا بی علاقگی او به روابط زناشویی را یاداوری می کند.

این یاداوریها موجب پرهیز بیشتر مرد از موقعیتهای زناشویی و احساس  ناتوانی بیشتر او می شود و بر روابط دو نفره تاثیری بسیار منفی می گذارد و می تواند موجب بروز مشکلات ارتباطی شود.

 

یافته های تحقیقات نشان دهنده آنست که زنانی که همسرانشان مبتلا به اختلال نعوظ هستند معمولا خودشان را سرزنش می کنند زیرا فکر می کنند به اندازه کافی برای همسرشان جذاب نیستند و یا عملکرد زناشویی خوبی ندارند. در حالی که  همسران مردانی که دچر انزال زودرس هستند  شوهرشان را برای این مساله سرزنش می کنند.

 

با گذشت زمان یادآوری موضوع موجب خشم و عصبانیت مرد شده و او از هر گونه فعالیتی که منجر به بروز تجربه منفی اختلال نعوظ و یا  انزال زودرس شود امتناع می کنند و یا به دنبال درمانی می گردد تا فقط از سرزنشهای همسرش خلاص شوند.در این مرحله درمانهای سکس تراپی به همراه درمانهای دارویی بسیار موثرند همکاری زن و درک او از پدیده" دیده بانی" می تواند به کاهش علایم مرد در طول زمان کمک کرده و روابط زناشویی را بهبود بخشد.


آیا این  مشکل قابل درمان است؟
صبر داشته باشید و امیدوار باشید ، این  وضعیت کاملا قابل درمان است مدتی از نزدیکی بپرهیزید و بتدریج از معاشقه شروع کنید و به همسرتان نزدیک شوید. نگران از دست رفتن ازدواج و همسرتان نباشید در صورتی که از او بخواهید وضعیت شما را در ک کند و واکنشهای ملایمتری نشان دهد بتدریج اضطراب شما کاهش خواهد یافت.


استفاده از تمرینهای شروع - توقف برای انزال زودرس توسط خود و همسرتان در این مورد می تواند بسیار کمک کننده باشد. در اختلال نعوظ نیز استفاده از داروهایی که نعوظ شما را به مدت طولانی تری نگه می دارد و فوریتی برای رابطه زناشویی انجام نمی کند مانند تادالافیل همزمان با روشهای سکس تراپی بسیار موثر خواهد بود. اگر مبتلا به  این پدیده هستید پیشنهاد می کنم ابتدا این مقاله را با همسرتان به اشتراک بگذارید و سپس برای درمان با یک سکس تراپیست ماهر تماس بگیرید.  صحبت با یک مشاور ماهر در این زمینه بسیار کمک کننده خواهد بود.

رموز عاشقانه زندگی کردن با همسر ایرانی

در بسیاری از موارد وقتی که رابطه ناشی از عشق رمانتیک، با توجه به ماهیت آن به سوی سلطه میل کرد، زنان معمولا به سوی سایر اشکال عشق ازقبیل عشق والدینی، عشق به فرزند یا عشق خواهرانه پناه می‌برند

از من بپرسید می‌گویم که ازدواج، مهم‌ترین رخداد زندگی هر انسانی پس از تولد و پیش از مرگ است. حرکتی که مردم در سراسر جهان متاثر از زندگی‌های فردی و حضور شبکه‌های مجازی پیش‌رو گرفته‌اند، اگر چه از جذابیت‌ها و حساسیت‌های سنتی ازدواج کاسته، ولی باعث نمی‌شود نقش، اهمیت و کارکرد آن را در جامعه نادیده گرفت. تشکیل خانواده که با ازدواج آغاز می‌شود، نقش بسزایی در تداوم و مانایی بشر، تربیت و پیراستگی اخلاقی و حتی شخصیت بخشی مردان و زنانی دارد که هسته اصلی اجتماعات انسانی‌اند. اما این روزها تکلیف احساسات و عشق در ازدواج چیست؟ ما تبدیل به موجوداتی مکانیکی شده‌ایم تا انسان‌هایی مهرورز! اصلا عشق باید باشد یا باید به‌وجود بیاید یا ضروری نیست؟ درگذشته چطور بوده و در آینده چطور خواهد بود؟

عشق از فلسفه گرفته تا الهیات و علوم‌اجتماعی، تعاریف متعددی دارد. اما آنچه که به آن نیاز داریم و در پی تشریح آن در قالب ازدواج هستیم تنها به موردی اشاره می‌کند که زن و مرد در دو طرف بازوان عشق قرار می‌گیرند. عشق یعنی گرایش عاطفی شدید. مهر یا علاقه، دلبستگی بسیار به چیزی یا کسی. عشق بیانگر دلبستگی فیزیکی و شخصی متقابلی است که دو نفر نسبت به یکدیگر احساس می‌کنند. این روزها برخی افراد درباره این نظر که عشق همیشگی است تردید دارند، اما ما معمولا فکر می‌کنیم که عاشق شدن از احساسات و عواطف انسانی ناشی می‌شود.

جامعه‌شناسی احساسات
جامعه‌شناسی احساسات یا Sociology of Emotions رشته‌ای است که تلاش می‌کند با استفاده از نظریات و تکنیک‌های جامعه‌شناسی، احساسات انسان را مطالعه کند. در یک نگاه کلی جامعه‌شناسی به‌عنوان پاسخی برای تاثیرات منفی مدرنیزاسیون به وجود آمد و حتی می‌شود گفت که بسیاری از نظریات کلاسیک این رشته بدون این‌که ادعای این‌کار را داشته باشند، با احساسات انسانی سر و کار داشته‌اند. کارل مارکس، سرمایه‌داری را باعث جدایی انسان از وجود خود می‌دانست، زیمل در مورد تاثیرات کلانشهر بر انسان می‌نوشت و ماکس وبر تأکید داشت بر خاصیت عقلانی‌کننده مدرنیته بر انسان‌ها. اما من می‌خواهم از احساس عشق بگویم در ازدواج‌های ایرانی…

راستش زمانی زن بودن در زندگی مشترک را برابر مادری می‌دانستند و هویت اجتماعی زنان در فرزندپروری تعریف می‌شد، اما اکنون زنان هویت اجتماعی خود را به‌گونه‌ای دیگر تعریف می‌کنند. همچنین عرصه انتخاب برای دختران نیز باز شده تا با اراده خود و بدون ازدواج بتوانند مادر بودن را تجربه کنند؛ چراکه اخیرا در قانون خانواده آمده که دختر مجرد ٣۵ ساله می‌تواند بدون ازدواج کودکی را به فرزندی قبول کند. اگر اینگونه باشد، مقوله عشق در این رفتار در کجای قلب انسان معاصر قرار می‌گیرد؟ یک‌نفر چگونه می‌تواند عشق پدر و مادر را حس کند و خود را محصول عشق یا پرورش یافته عشق بداند و بنامد؟

شاید نگاهی به رساله دکترای دکتر علیرضانژاد تحت‌عنوان «عشق و جنسیت با تأکید بر مطالعه‌ای درباره عشق در زندگی زنان تحصیلکرده» در این میان راهگشا باشد؛

هم‌اکنون برای بسیاری از زنان ازدواج به مثابه یک تقدیر ناگزیر مطرح نیست، بلکه احساسات عاشقانه قدرت محرکه‌ای است که انگیزه ازدواج را سامان می‌دهد. از سوی دیگر زنان بسیاری، از احساسات متناقضی نسبت به شریک زندگی خود، پس از ازدواج یاد می‌کنند.

هم‌اکنون برای بسیاری از زنان ازدواج به مثابه یک تقدیر ناگزیر مطرح نیست، بلکه احساسات عاشقانه قدرت محرکه‌ای است که انگیزه ازدواج را سامان می‌دهد. از سوی دیگر زنان بسیاری، از احساسات متناقضی نسبت به شریک زندگی خود، پس از ازدواج یاد می‌کنند. گویی نمی‌توانند بین احساسات متفاوت خود تمایز قایل شوند. بسیاری از زنان ناگزیرند در خلال روابط عاطفی خود به پرسش‌هایی پاسخ گویند. این مجموعه پرسش‌ها عبارتند از عشق چیست؟ آیا تقدیر، عشق را برای ما تعیین می‌کند یا خودمان در این‌باره تعیین‌کننده هستیم؟ آیا زن بودن به معنی عاطفی بودن است و اگر این‌طور است چرا ما نمی‌توانیم یا نباید عاشق شویم؟ آیا زن باید معشوق باشد؟ آیا عاشق بودن برای زن قدرت به همراه می‌آورد یا او را در رابطه به سوی ضعف بیشتر می‌کشاند؟

اما دوست دارم قبل از اینکه به موضوع عشق و ازدواج چه در ایران گذشته و چه در ایران امروزی بپردازم، بگویم که تعاریف همیشه نسبی هستند آن‌هم در هر کجای جهان! و دیگر اینکه بسیاری از تعاریف در طول زمان دچار دگرگونی شده‌اند. شما هم اگر در طول زندگی خود معانی متفاوتی از احساسات، زندگی و عشق را درک کرده‌اید بر خود خرده نگیرید!

تعاریف از عشق
بله گفتم که تعاریف از عشق در طول زمان متفاوت شده است. می‌گویند عشق یک احساس نیست چون می‌‌تواند تغییر در ظاهر و فیزیولوژی نداشته باشد. پس عشق چیست؟ عشق یک نگرش است
(rubin ۱۹۷۰). یک موقعیت(ekman ۱۹۹۲)، یک احساس(turner ۱۹۷۰). یک سازه فرهنگی‌، سندرم احساسی
(avrill ۱۹۸۵). یک آمیزه از چندین احساس دیگر مثل لذت و عصبانیت (laird oately and johnson ۱۹۸۷) و (izard ۱۹۹۲). عشق یک حالت انگیزشی جهت‌دار است تا یک احساس(aron and aron ۱۹۹۱). مانند گرسنگی، ترس و خواب یک حالت کشش و علاقه است (rimper&berth ۲۰۰۵) و…

لازم است که بدانید در تبیین جامعه‌شناختی‌ احساس عشق، چهار فعالیت اصلی‌ انجام پذیرفته است. تبیین ساختاری از عشق، از دو دسته ساختار اجتماعی کلان و خرد سخن می‌‌گوید. در ساختار اجتماعی کلان به نقش عشق در کنترل اجتماعی و این‌که عشق توسط ساختار اجتماعی کنترل می‌‌شود، پرداخته می‌شود. درسطح ساختار اجتماعی خرد به عشق هم به‌عنوان یک تجربه عاطفی و همزمان با آن تمایل به تناسب وضع دوست داشتن یک شخص نگاه می‌‌شود. نظر دیگر، دیدی تاریخی‌ به عشق دارد و دگرگونی‌هایی‌ که در نوع عشق براساس دوره تاریخی‌ مطرح می‌‌شود را مورد توجه قرار می‌‌دهد. در این رابطه گیدنز حرکت از عشق رمانتیک به عشق مطلق را مطرح می‌‌کند. عشق سازه‌ای فرهنگی‌ است، تلاشی دیگر در تبیین جامعه‌شناختی از عشق است. عشق و نابرابری اجتماعی به بی‌‌عدالتی با دوام و ذاتی در تجارب عشق اشاره دارد.

 

عشق و محبت بین زن و شوهر از ارکان اصلی نظام خانواده است

 

ازدواج‌های قدیم
از مباحث کلاسیک و دانشگاهی فاصله بگیرم. ما باید مصادیق را در گوشه و کنار خانه، محله و شهر خود ببینیم و در مورد آن به بحث بپردازیم. دکتر احمدنیا در نشستی با موضوع «چالش‌های ازدواج و معضلات سلامت اجتماعی خانواده در ایران» گفته بود جامعه ایران شاهد تغییرات ارزشی و هنجاری پرشتابی در دوره زمانی نسبتا کوتاه چند ساله پس از انقلاب‌ سال ۵٧ در سطح جامعه ایرانی و به‌ویژه در زمینه ازدواج و خانواده بوده‌ است. در سال‌های اخیر شاهد تغییرات ارزشی و شتابنده بوده‌ایم.

اما شرایط شکل‌گیری ازدواج در ایران درگذشته چگونه بوده است؟ نحوه انتخاب همسر به عهده پدر و مادر و گاهی قوم و قبیله فرد بوده و انگیزه دختر و پسر از ازدواج، فرزندآوری تلقی می‌شده‌ است. در انتخاب همسر نیز به بحث عقد دخترعمو و پسرعمو اهمیت داده می‌شد و عقیده بر این بود که عقد آنها در آسمان‌ها بسته شده است. ازدواج‌ها درگذشته بیشتر درون‌گروهی بود تا برون‌گروهی و اگر ازدواج برون‌گروهی صورت می‌گرفت، مرزهای شناسایی و هدایت جمعی آن گروه مخدوش می‌شد. به همین علت است که امروزه بسیاری از زبان‌ها و فرهنگ‌های قومی را از دست داده‌ایم؛ چراکه شیوه‌های تشکیل خانواده مضمحل شده‌اند. در ازدواج نسل قبل، این‌که افراد در چه سنی و با چه کسی و به چه شیوه‌ای ازدواج کنند، از قبل مشخص بود. به‌طورکلی اراده پذیرش همسر با جمع بود نه با فرد؛ به‌صورتی‌که گاهی ازدواج‌ها براساس منافع مالی و سیاسی گروه و قبیله شکل می‌گرفت.

اینکه در گذشته آیا عشق معیار ازدواج بوده یا نه؟ سوالی است که دکتر  احمدنیا در پاسخش می‌گوید: در گذشته معیارهای مختلفی برای انتخاب همسر وجود داشته که می‌توان به پول، زیبایی، مسکن، شغل، اخلاق، دینداری، سواد، تحصیلات و صداقت اشاره کرد که البته ترتیب و تنوع معیارهای زن و مرد با هم متفاوت بوده ‌است.

اما معیاری که کمتر به آن توجه می‌شود بحث سلامت است؛ هم از بعد جسمانی، هم روانی و اجتماعی. شاید عشق هم نقش عمده‌ای در سلامت ازدواج و زندگانی داشته باشد.

اما معیاری که کمتر به آن توجه می‌شود بحث سلامت است؛ هم از بعد جسمانی، هم روانی و اجتماعی. شاید عشق هم نقش عمده‌ای در سلامت ازدواج و زندگانی داشته باشد.

ازدواج‌های جدید
آنقدر روند ازدواج‌های جدید رو به تغییر گذاشته که کمتر دو نفری را پیدا می‌کنید که مشابه دو نفر دیگر، هم را پیدا کرده و عاشق شده و برای بقای عشقشان ازدواج کرده باشند. امروزه اما سن تجرد قطعی برای زن و مرد فرق کرده و تحمل اجتماعی برای عدم ازدواج دختر و پسر افزایش پیدا کرده ‌است. حتی شیوه و معیار همسرگزینی نیز تفاوت کرده و کنش عقلایی معطوف به هدف، موجب می‌شود که دست به انتخاب بزنیم. شکل آشنایی و همسرگزینی از جمع‌گرایی به فردگرایی تغییر پیدا کرده‌ و این تحول از انتخاب جمعی به فردی، قابل تأمل است. عشق به‌عنوان یکی از ملاک‌ها و معیارهای مهم تلقی می‌شود و نیز فضای همسرگزینی به شرایطی تبدیل شده که گزینه‌های زیادی را پیش روی افراد قرار می‌دهد. این فضاها می‌تواند دانشگاه یا فضاهای شغلی و نیز فضاهای مجازی باشد. ارزش‌ها نیز دچار تغییر شده‌اند؛ به‌طوری‌که دیگر فرزندآوری تنها هدف و دلیل ازدواج نیست. از دلایل این مسأله می‌توان به مصرف‌گرایی فرزندان اشاره کرد که دیگر پشتوانه زمان پیری و درآمدزا نیستند.

دختران و پسران امروز در فضاهایی مانند خیابان و مراسم مختلف و حتی ازدواج غیابی به انتخاب همسر می‌پردازند. متاسفانه موضوعی که امروزه ازدواج را دچار مشکل می‌کند این است که سابقه آشنایی‌های پیش از ازدواج کم است. موضوع دیگر نیز بحث رواج ازدواج‌های ناهمگون است. از منظر جامعه‌شناسی خانواده بهتر است که ازدواج‌ها همگون‌ باشد که دو نفر از لحاظ فرهنگی، اجتماعی، تحصیلات، قومی و مذهبی شباهت بیشتری داشته باشند و اینگونه شانس موفقیت ازدواج خود را افزایش دهند. با این تفاسیر، نمی‌دانم در این میان سرنوشت عشق چه می‌شود؟ نمی‌دانم برای پیوندهای جاری و آتی عشق را چگونه می‌توان به تصویر کشید…

عشق و زندگی مشترک
در نگاه اول به‌نظر می‌رسد که عشق پدیده‌ای شخصی و در حد زیادی جسمی است. برای مدت‌ها اینگونه تصور می‌شد که عشق عرصه‌ای مناسب برای مطالعه جامعه‌شناس نیست. عشق به مثابه احساس، به‌رغم ویژگی‌های جسمی آن، فرد را به دیگرانی که موضوع این احساس هستند مرتبط می‌کند و از این رو بعدی اجتماعی-فرهنگی بر آن حاکم است. دکتر سهیلا علیرضانژاد می‌گوید: در زنان پیوندی عمیق بین احساسات، روابط اجتماعی و کیفیت آن وجود دارد. با افزایش سن بیان احساسات به‌طور فزاینده‌ای تحت‌تأثیر ارزش‌های فرهنگی قرار می‌گیرد و بدین ترتیب تجربه و بیان احساسات هر چه بیشتر ناهمخوان می‌شوند. بدین معنی که ما کیفیت و شدت احساساتی را که بیان می‌کنیم به‌ویژه آنهایی که ما را با دیگران مرتبط، نظارت و کنترل می‌کند. بسیاری از عشاق نمی‌توانند به روشنی بگویند که از رابطه‌ای که به واسطه عشق ایجاد شده، چه انتظاری دارند اما ظاهرا فداکاری عنصری ضروری برای برقراری یک رابطه بلندمدت است. نکته مقابل این ویژگی، تمایل فرد به حفظ آزادی و فردیت خود است. این اولین دوگانه‌ای است که در عشق دیده می‌شود.

برخی جامعه‌شناسان ٧ نوع مختلف از عشق را معرفی می‌کنند.

١- عشق رمانتیک: که با جاذبه جسمی، احساسات جنسی، رمزآلودی عاشقانه و فعالیت‌های هورمونی همراه است
٢- عشق عملگرایانه و واقع‌بینانه
٣- عشق نوعدوستانه
۴- عشق به مثابه یک عقده روحی: حسادت، وسواس یا احساسات قوی بی‌ثبات

۵- عشق برادرانه

۶- عشق معمول

٧- عشق خانوادگی
برخی دیگر سبکی متفاوت از عشق را معرفی کرده‌اند. ١- عشق والدینی؛ ٢- عشق برای وقت‌گذرانی که مبتنی است بر تفریح، غیرمتعهد و آسان‌گیر؛ ٣- شیدایی؛ ۴- عشق الهی؛۵- شهوت؛۶- پراگما: سبکی منطقی که انتخاب شریک فرد به دقت براساس معیارهای عقلانی از قبیل طبقه‌اجتماعی یا مشابهت‌ها در زمینه اجتماعی برنامه‌ریزی شده است.

سوال این است که آیا عشق به مثابه محصول فوری و بلافصل و در عین حال عکس‌العمل نسبت به فرآیند عقلایی شدن، ارزیابی می‌شود؟ آیا عشق راهی است برای جست‌وجوی رستگاری شخصی در این دنیا؟ آیا عشق تأکید بر عدم عقلانیت در برابر عقلانیت است؟ آیاعشق رمانتیک ابزاری برای ارتباط و محقق ساختن خواست‌ها و استعدادهای فردی در یک دنیای پیچیده، غیرشخصی و بی‌نام و نشان است. بدین‌ترتیب نمی‌توان عشق را به مثابه یک مشخصه ثابت از پیش داده شده زندگی انسانی تلقی کرد.

در پژوهش دکتر علیرضانژاد به‌ویژه بر عشق رمانتیک در زندگی زنان پرداخته شده است. مصاحبه‌های او نشان می‌دهد که بانوان مصاحبه‌شده براین باورند که عشق سودایی نوعی نابرابری در رابطه ایجاد می‌کند. یعنی هر یک از طرفین که در دام این عشق درافتد، بی‌قدرت می‌شود.

در پژوهش دکتر علیرضانژاد به‌ویژه بر عشق رمانتیک در زندگی زنان پرداخته شده است. مصاحبه‌های او نشان می‌دهد که بانوان مصاحبه‌شده براین باورند که عشق سودایی نوعی نابرابری در رابطه ایجاد می‌کند. یعنی هر یک از طرفین که در دام این عشق درافتد، بی‌قدرت می‌شود. از این‌رو بودن در کنار مردی عاشق برای آنان یک نقطه قوت تلقی می‌شود، به همان‌سان در افتادن خود به دام عشق برایشان ترس‌آفرین و خطرناک تلقی می‌شود. نکته جالب آن که، این ترس در بین متولدین نیمه دهه ۶٠ و ٧٠ بسیار کمتر از زنان متولد دهه‌های پیشین بود.

اگر چه ظاهرا عشق وابستگی را افزون می‌کند، اما زنان در خلال مصاحبه عشق را به مثابه عامل استقلال می‌نگریستند. ظاهرا عشق رومانتیک که منجر به رابطه بلندمدت می‌شود، می‌تواند آنها را از سلطه موجود در عشق والدینی برهاند. در بسیاری از موارد وقتی که رابطه ناشی از عشق رمانتیک، باتوجه به ماهیت آن به سوی سلطه میل کرد، زنان معمولا به سوی سایر اشکال عشق ازقبیل عشق والدینی، عشق به فرزند یا عشق خواهرانه پناه می‌برند.

آسیب‌شناسی عشق در ازدواج
فروپاشی و از بین رفتن بیشتر خانواده‌هایی که روزی عاشق یکدیگر بوده‌اند اولین آسیبی است که ازدواج‌های نامعقولانه و غیرمنطقی می‌بیند. البته گاهی هم اتفاق می‌افتد که منجر به ازدواج نشده آنگاه به مراتب دردناک‌تر از پیش است. افسردگی روحی، خودکشی و نومیدی از زندگی می‌تواند بعدها در روابط فردی به وجود آید. دسته دیگر علاوه‌بر چشیدن ناکامی، متوسل به خشونت می‌شوند و می‌خواهند از این طریق آنچه را که نتوانستند به دست بیاورند جبران کنند. منصفانه نیست مانند دکتر استل پنستی، عشق را نوعی تصور و تفاهم فرض کنیم یا مانند «گیدنز» یک بیماری روانی قلمداد کنیم ولی هرچه که هست اگر ادعا کنیم ازدواج هر چه سنجیده‌تر و مناسب‌تر و براساس عقل و منطق صورت پذیرد استحکام و پایداری خانواده بیشتر خواهد بود؛ و هرچه زناشویی نامناسب‌تر و براساس رفتاری غیرعقلایی تأثیر گرفته باشد گسیختگی خانواده بیشتر اتفاق خواهد افتاد.

فراموش نکنیم که عشق و محبت بین زن و شوهر از ارکان اصلی نظام خانواده است؛ اما با گذشت زمان ممکن است شور و شوق دوران نخستین ازدواج کمتر شده و حتی به خاموشی کشیده شود. برخی همسران، هنگامی‌که در زندگی مشترک خود خدشه‌ای می‌بینند، چنان آشفته می‌شوند که پل‌های پشت‌سر خود را خراب می‌کنند؛ طوری‌که دیگر نمی‌توانند روابط‌شان را با یکدیگر ترسیم کنند. آنها می‌توانند در زندگی روزمره، در عادت‌های فردی و در سلیقه‌های شخصی تنش و کشمکش ایجاد کنند، نه عشق. چنانچه برخی معتقدند که عشق با گذشت زمان زیاد دوام پیدا نمی‌کند. حتی به‌طور افراطی گفته‌اند: ازدواج گورستان عشق است!

برای وجود عاشق و معشوق، انسان بودن، اخلاقی ماندن، مهربانی، صبوری و ایثار لازم است. اگر هرکدام از این عناصر نباشد، عشق دیگر عشق نیست…

برای وجود عاشق و معشوق، انسان بودن، اخلاقی ماندن، مهربانی، صبوری و ایثار لازم است. اگر هرکدام از این عناصر نباشد، عشق دیگر عشق نیست…

در گذشته معیارهای مختلفی برای انتخاب همسر وجود داشته که می‌توان به پول، زیبایی، مسکن، شغل، اخلاق، دینداری، سواد، تحصیلات و صداقت اشاره کرد که البته ترتیب و تنوع معیارهای زن و مرد با هم متفاوت بوده ‌است. اما معیاری که کمتر به آن توجه می‌شود بحث سلامت است؛ هم از بعد جسمانی، هم روانی و اجتماعی. شاید عشق هم نقش عمده‌ای در سلامت ازدواج و زندگانی داشته باشد.

دختران و پسران امروز در فضاهایی مانند خیابان و مراسم مختلف و حتی ازدواج غیابی به انتخاب همسر می‌پردازند. متاسفانه موضوعی که امروزه ازدواج را دچار مشکل می‌کند این است که سابقه آشنایی‌های پیش از ازدواج کم است. موضوع دیگر نیز بحث رواج ازدواج‌های ناهمگون است. از منظر جامعه‌شناسی خانواده بهتر است که ازدواج‌ها همگون باشد که دو نفر از لحاظ فرهنگی، اجتماعی، تحصیلات، قومی و مذهبی شباهت بیشتری داشته باشند و اینگونه شانس موفقیت ازدواج خود را افزایش دهند.

 

سوال این است که آیا عشق به مثابه محصول فوری و بلافصل و در عین حال عکس‌العمل نسبت به فرآیند عقلایی شدن، ارزیابی می‌شود؟ آیا عشق راهی است برای جست‌وجوی رستگاری شخصی در این دنیا؟ آیا عشق تأکید بر عدم عقلانیت در برابر عقلانیت است؟ آیاعشق رمانتیک ابزاری برای ارتباط و محقق ساختن خواست‌ها و استعدادهای فردی در یک دنیای پیچیده، غیرشخصی و بی‌نام و نشان است. بدین ترتیب نمی‌توان عشق را به مثابه یک مشخصه ثابت از پیش داده شده زندگی انسانی تلقی کرد.

+ نوشته شده توسط آ ر مــــان در چهارشنبه، ۲۰ خرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱:۳۱ قبل از ظهر، ۷۰۳۰ بازدید ، بدون دیدگاه
موضوعات: موضوعات زناشویی و جنسی
برچسب‌ها: رمز عشق، زن ایرانی، مرد ایرانی، زندگی، عشق، زناشویی، زندگی زناشویی، دختر، پسر
چرا آلت تناسلی مردان کج می شود؟

چرا آلت تناسلی مردان کج می شود؟

کجی مادرزادی آلت تناسلی یک بیماری نسبتا شایع است و حدود ده درصد مردان را گرفتار می کند. میزان کجی از بسیار خفیف تا بسیار شدید متفاوت است. در ۳-۱ در صد مردان کجی شدید آلت تناسلی وجود دارد.

بعلت خجالت و شرم، بسیاری از بیماران هرگز به پزشک مراجعه نمی کنند و تا آخر عمر با یک استرس روحی و روانی شدیدی زندگی می کنند و در بسیاری از موارد نیز مرد بعلت این مشکل از ازدواج امتناع می کند، در صورتیکه این مشکل با جراحی به راحتی قابل حل است…

 

.

.

.
بطور کلی کجی آلت‌تناسلی به دو دسته بزرگ تقسیم می شود: مادرزادی یا اولیه و اکتسابی یا ثانویه.

پیش‌آگهی، تشخیص و درمان آنها کاملاً متفاوت است و باید این دو بیماری را از همدیگر افتراق داد. کجی آلت‌تناسلی مادرزادی یا اولیه یک بیماری نسبتاً شایع می باشد و ده درصد مردان به آن مبتلا هستند. در ۳-۱ در صد مردان کجی خیلی شدید و بیش از ۴۵ درجه می باشد.

مقوله کجی مادرزادی آلت تناسلی کاملا متفاوت از کجی اکتسابی است. کجی اکتسابی بیشتر به دنبال بیماری پیرونی اتفاق می افتد و همراه با اختلال نعوظ می باشد و از خصوصیات آن پیشرفت بیماری به طرف ناتوانی جنسی در اکثر موارد است. ولی کجی مادرزادی آلت تناسلی یک حالتی است که بخودی خود سبب ناتوانی جنسی نمی شود، ولی بعد از سن بلوغ اگر اصلاح نشود ممکن است در تعدادی از افراد، شدت آن رفته رفته شدیدتر گردد.

.

.

این بیماری ممکن است همراه با سایر اختلالات مادرزادی آلت تناسلی مثل چرخش آلت تناسلی و هیپوسپادیاس (باز شدن سوراخ مجرای ادرار پائین تر از محل طبیعی) همراه باشد . این بیماران هیچ سابقه ای مثل ضربه ندارند ، و برخلاف افراد مبتلا به بیماری پیرونی، دارای پلاک بر روی آلت تناسلی نیز نیستند.

آلت‌تناسلی در مرد یک عضو کاملاً عروقی است که از ترکیب سه جزء استوانه‌ای تشکیل می شود: دو عدد اجسام غاری در طرفین که همان بافت نعوظی مرد را تشکیل می دهند و یک عدد جسم اسفنجی که در قسمت تحتانی آلت مابین اجسام غاری قرار می گیرد و از وسط آن مجرای ادرار عبور می کند . وقتی یک مردی تحریک می شود اجسام غاری پر از خون شده و حالت نعوظ به مرد دست می دهد. کجی در حالت نعوظ خود را بهتر نشان می دهد، ولی در موارد شدید در حالت شل نیز دیده می شود. گاهی برای تشخیص و اندازه گیری دقیق میزان کجی از نعوظ مصنوعی استفاده می شود که در آن با تزریق ماده ای در داخل آلت تناسلی نعوظ ایجاد می شود.

.

.
کجی آلت‌تناسلی می تواند بطرف پائین، بالا، راست، چپ و یا ترکیبی از آنها مثلاً بطرف پائین و راست باشد. در نوع مادرزادی، کجی اکثرا بطرف چپ می باشد.

در بالا توضیح داده شد که اعضاء نعوظ آلت، اجسام غاری هستند که به شکل دو استوانه متساوی در طرفین آلت‌تناسلی قرار می گیرند و یک عدد جسم اسفنجی که در قسمت تحتانی آلت مابین اجسام غاری قرار می گیرد و از وسط آن مجرای ادرار عبور می کند، حال اگر بطور مادرزادی جسم اسفنجی کوتاه تر از اجسام غاری باشد، آلت‌تناسلی بطرف پائین کج می شود .

میزان کجی آلت‌تناسلی را بر حسب درجه می سنجند. یک مرد از نظر زناشوئی دارای دو جنبه است: توانائی باروری و توانائی برقرار کردن رابطه زناشوئی یا همان نزدیکی. کجی آلت‌تناسلی بخودی خود سبب آسیب به قدرت باروری مرد نمی شود. اگر کجی آلت‌تناسلی بیش از ۳۰ درجه باشد، هم نزدیکی مشکل می شود و هم اینکه ممکن است همسر بیمار حین نزدیکی احساس درد بکند که این موارد نیاز به جراحی دارند.

.

.

.
بطور کلی عوارض کجی مادرزادی آلت تناسلی عبارتند از:
• استرس روحی روانی و کاهش اعتماد به نفس
• مقاربت دردناک
• عدم امکان مقاربت وقتی میزان کجی بیش از ۴۵ درجه است
• در دراز مدت ممکن است سبب ناتوانی جنسی روحی روانی گردد.
بنده مردان جوان بسیاری را دیده ام که بعلت کجی آلت تناسلی از ازدواج خودداری می کنند و واهمه دارند، و از این بابت تحت فشار روحی روانی بسیار زیاد هستند. در صورتیکه اگر در این زمینه آگاهی کافی به جامعه داده شود که این بیماری به راحتی قابل درمان است، از فشار روحی و روانی این مردان کاسته شده و می توانند مثل سایر مردان طبیعی ازدواج کنند. حتی محل عمل جراحی پس از مدتی قابل تشخیص نمی باشد.

.

.

.
درمان
درمان آن توسط عمل جراحی است، ولی باید در مرکزی صورت بگیرد که تجربه کافی در اصلاح کجی آلت تناسلی دارند. جهت اصلاح کجی آلت‌تناسلی یک عمل جراحی بسیار مؤثر وجود دارد. گاهاً کجی آلت‌تناسلی به اندازه‌ای نیست که مانع نزدیکی و یا درد همسر شود، ولی بعلت ظاهر نامناسب آلت‌تناسلی، از نظر روحی و روانی، زوجها دچار مشکل می شوند.

این موارد را نیز می توان با جراحی اصلاح کرد. آن مثل جراحی زیبائی برای بینی است. خیلی از افراد ظاهر بینی نامناسبی دارند، ولی هیچ مشکلی با آن ندارند، ولی عده‌ای ترجیح می دهند که عمل جراحی کنند.

.

.

.
به سه روش جراحی کجی آلت تناسلی قابل اصلاح است:
• بریدن و برداشتن قسمتهائی از پوشش اجسام غاری (اجسامی که سبب نعوظ می گردند)
• استفاده از پیوند در طرف مقابل کجی
• چین دادن پوشش اجسام غاری
بر حسب نوع و شدت کجی و اندازه آلت تناسلی، جراح تصمیم می گیرد که بیمار از کدام نوع روش جراحی سود می برد.

شش هفته پس از عمل جراحی بیمار می تواند فعالیت جنسی خود را از سر بگیرد.
بطور خلاصه کجی آلت‌تناسلی بر دو نوع است: نوع مادرزادی که در صورتی نیاز به جراحی دارد که در روابط زناشوئی مشکل ایجاد کند و یا از نظر ظاهری برای زوجها ناراحت کننده باشد. نوع مادرزادی بخودی خود سبب ناتوانی جنسی و ناباروری نمی شود، ولی اگر بیش از ۳۰ درجه باشد، نزدیکی مشکل و دردناک خواهد بود.

نوع اکتسابی که سیر پیشرونده دارد و اگر بطور مناسب درمان نشود، اکثراً سبب ناتوانی جنسی در مرد خواهد شد. مهمترین علت کجی اکتسابی آلت‌تناسلی بیماری پیرونی است، که تشخیص و درمان زود هنگام آن برای بیمار خیلی کمک کننده خواهد بود.